قدیسان وحشت
سه داستان بدشگون که مزه ی ترس واقعی را به شما می چشاند.
- گری از حومه ی شهر بدش می آید. خسته کننده است. اما چیزی او را به دردسر می اندازد. شاید حومه ی شهر هم از گری بدش می آید؟
- کوین عاشق بازی های کامپیوتری است، اما بازی آخری تمام قانون ها را زیر پا می گذارد و بی رحم است...
- هاوارد در بهشت است... پس چرا خیال می کند در جهنم گیر افتاده؟
برچسبها: نوشته شده در پنجشنبه 24 مرداد 1392ساعت
20:33 توسط ghedisane-vahshat|
ارسال نظر(0)
| قالب ساز آنلاین |
